ماجرای من و کارام (4)
همه میگن من تازگیها خیلی شیطون شدم حسابی آتیش می سوزونم .. صدای مامانم همش توی خونه است ماهان نکن ! ماهان دست نزن! ماهان می افته رو پات! ماهان دستت میمونه لای در! ماهان ! ماهان ! ماهان !!! ولی من کار خودمو میکنم اول از اینکه یه عقاب توی خونه داریم خیلی دوستش دارم از روی مبل میرم بالا تابرسم بهش بعد دوست دارم فقط بهش دست بزنم خیلی از اینکه کنارش بشینم خوشحالم دیگه اینکه عاشق جار بروقی ام البته تا خاموش باشه روشن که بشه فرار میکنم اصلا نزدیکش نمی شینم از صداش خیلی بدم می آد یکی از جاهای مورد علاقه من توی خونه آشپزخونه است ! بازی با چاهش .. بازی با کشوها .. کوبیدن در کابینت ها و باز و بسته کردنشون ... انگشت کردن توی س...
نویسنده :
مامان عاطفه
15:34












